خدا لبخند زد

God  smiled

وقت من ابدی است

My time is eternity

چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟

؟What questions do you have in mind for me

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟

What surprises you most about humankind?

خدا پاسخ داد

Go answered

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند

That they get bored with childhood

عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند

They rush to grow up and then long to be children again

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند

That they lose their health to make mone

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند

And then lose their money to restore their healh

 این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند

By thinking  anxiously about the future. That

زمان حال فراموش شان می شود

 They forget the present

آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال

Such  that  they live in neither the present nor the future

این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد

That they live as if they will never die.

و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند

And die as if they had never lived

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم

God's hand took mine and we were silent for a while

بعد پرسیدم

... And then I aske

به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند

As the creator of people what are some of life's lessons you want them to learn?

خدا دوباره با لبخند پاسخ داد

God replied with a smile

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد .

To learn they cannot make anyone love them

اما می توان محبوب دیگران شد

 What they can do is let themselves be loved.

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند

learn that it is not good to compare themselves to others

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد

. To learn that a rich person is not one who has the most

. بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد

But is one who needs the least

یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم

To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love

و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد

And it takes many years to heal them

با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن

. To learn to forgive by practicing forgiveness

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند

To learn that there are persons who love them dearly

اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند

. But simply do not know how to express or show their feelings

یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند

To learn that two people can look at the same thing and see it differently

یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند

To learn that it is not always enough that they are forgiven by others

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند

They must forgive themselves

و یاد بگیرن که من اینجا هستم

And to learn that I am here

همیشه

Always

اثری از ریتا استریکلند