سفرنامه سیستان 2 (دریاچه هامون صابري ،هامون پوزك ،دهانه غلامان ،چاه نيمه ها)
هامون صابري (سيستان)
براي ديدن هامون صابري از سمت ميل نادر و در جاده چاه خرما به سمت درياچه پيش رفتيم در حاشيه درياچه چند بناي قديمي خشتي مخروبه كه كاروانسراي فرنگي و ساختمان گمرك بلژيكي ها ناميده ميشدند به چشم ميخورد . كه با تغيير كاربري ! به دامداري تبديل شده بود .



با توصيفاتي كه از درياچه و خشكسالي شنيده بوديم ديدن آب برايمان جالب و اميد بخش بود ...



درياچه هامون پوزك :
براي بازديد از هامون پوزك كه در مرز ايران و افغانستان واقع است و پاسگاههاي مرزي از آن كاملا مشخص بود به روستاي تخت عدالت در حاشيه آن رفتیم. خوشبختانه ظاهرا آب چند روزي بود كه از طرف افغانستان باز شده بود و اين درياچه نيز آب داشت .

و البته اين درياچه نسبت به هامون صابري آب بيشتري داشت و بوميان در آن به ماهيگيري نيز ميپرداختند و به گفته آنها آب درياچه تا مرداد ماه مجدد خشك ميشود وتنها قسمتي كه در افغانستان است آب خواهد داشت . قسمت شمالي درياچه هم تنها مرز آبي ايران با افغانستان است .
تلاش ما هم براي قايق سواري هرچند كوتاه در روي درياچه بدليل وزش باد نتيجه اي بدنبال نداشت جز خيس شدن لباسها و شادي دل محلي ها ! ![]()
![]()

حصير بافي يكي ديگر از شغلهاي اين منطقه است كه از چوب درختان گز براي حصير بافي استفاده ميكنند .

پس از نهار و عبور از نزديكي مرز افغانستان (مرز دوست محمد) براي ديدن دهانه غلامان و چاه نيمه ها به سمت زهك ادامه مسير داديم

در اين قسمت سفر كمترين فاصله را با مرز افغانستان داشتيم و ديواركشي مرز و پاسگاههاي مرزي در كنار جاده نمايان بود .
دهانه غلامان:
دهانه غلامان شهري تاريخي متعلق به دوران هخامنشيان بوده است كه ظاهرا در اثر طوفان شن بقاياي آن نمايان شده است و كاوشها در آن شروع شده است . اين شهر به نوعي دروازه ورودي فلات ايران بوده است .


چاه نيمه ها (زابل)
اولين باري كه اين اسم به گوشم خورد اصلا تصور اين منظره را از اين عنوان نداشتم : ![]()

اين شبه درياچه ها كه به صورت مصنوعي وبراي ذخيره سازي آب از هيرمند وساير آبريز هاي منطقه بوجود آمده اند شامل چند چاه نيمه هستند كه با كانالهايي به يكديگر متصل هستند. و البته باعث رونق كشاورزي و دامداري در اين منطقه و تامين آب شرب شده اند .


با آمدن آب باز هم سرسبزي نمايان شد و مناظر جالبي از همزيستي رمل و شنهاي روان و و مزارع در بين راه به چشم ميخورد

این قسمت سفر مان را مدیون آقای صیادی محیط بان با صفایی بودیم که رنج همسفری با ما را تحمل کردند هرچند برخی تلاش کردند رابطه بنده را با ایشان بهم بزنند و لی موفق نشدند انشا . . . هرکجا هستند موفق وپیروز باشند .
ولي روشن نشد بر من حكايت چرا آن مرد نيكو خلق وسيرت
همان پایندهْ زيست و طبيعت ميان ديگران با آن فضاحت
به من گفتا تو را بايد خجالت كه ديدم خورده اي بيش از كفايت!! ![]()